به گزارش شهرآرانیوز، این روزها سریال «روزی روزگاری آبادی» یکی از آثار جدید تلویزیون است که هر شب از شبکه یک سیما پخش میشود، از محصولات جدید سیما فیلم به کارگردانی حسین سهیلیزاده و با حضور بازیگرانی مثل فاطمه گودرزی، علیرضا خمسه، سیاوش خیرابی و محمد فیلی، هنرپیشههایی که در کارنامه هنریشان آثار شاخصی وجود دارد، اما قطعا نمیتوانند از این سریال به عنوان یکی از کارهای خوبشان یاد کنند.
حال و هوای سریال جدید سهیلیزاده شبیه به سریالهایی است که در مراکز استانها و با کارکرد محلی ساخته میشود و در شبکههای استانی به روی آنتن میرود و قطعا اگر در همان دسته نیز مورد بررسی قرار بگیرد، از سریالهای استانی مثل اصفهان، آذربایجان، خراسان و بسیاری از استانها ضعیفتر است. این کیفیت برای اثری که سیمافیلم تولیدکننده آن است، قطعا نام این مجموعه را نیز خدشهدار میکند، سیمافیلم در شکلگیری بسیاری از آثار شاخص تاریخ تلویزیون نقش داشته و حالا کار به جایی رسیده که یکی از جدیدترین آثارش «روزی روزگاری آبادی» است، این عقبگرد نتیجه عملکرد سالهای اخیر تلویزیون است که میدان را اختیار کسانی گذاشته که برای کیفیت آثارشان و وقتی که مخاطب برای تماشای سریال میگذارد، ارزشی قائل نیستند.
مشکل از همان فیلمنامه آغاز میشود؛ جایی که عملاً قصهای وجود ندارد، روایت بهجای حرکت رو به جلو، مدام درجا میزند و با خردهاتفاقهایی پر میشود که نه به پیرنگ اصلی ربط دارند و نه کارکرد دراماتیک مشخصی. هر قسمت مجموعهای از موقعیتهای کشدار، دیالوگهای بیرمق و شوخیهایی است که یا تاریخ مصرفشان سالها پیش تمام شده یا اساساً شوخی نیستند. بازیها هم که چنگی به دل نمیزند، مثلا محمدجواد جعفرپور به عنوان یکی از کاراکترهای اصلی داستان (شخصت داود) باوجود اینکه تجربه زیادی در حوزه بازیگری ندارد، اما کاراکتری که ساخته، همان پسر دست و پا چلفتی است که در آثار قبلی او شمههایی از آن را دیده بودیم، یا علیرضا خمسه با آن شخصیت کاریکاتوری که خلق کرده، بسیار از روزهای خوبش فاصله گرفته. در میان بازیگران سریال شاید تنها به فاطمه گودرزی بتوان نمره قبولی داد وگرنه مابقی هنرپیشهها حرف خاصی برای گفتن ندارند و شخصیتهایشان اصلاً دوست داشتنی نیستند.
حسین سهیلیزاده کارگردان نام آشنایی در آثار تلویزیونی است، کسی که در کارنامه کاریاش سریالهایی همچون «دلنوازان»، «فاصلهها»، «آوای باران»، «ترانه مادری» و… را دارد، سریالهایی که اگرچه جزو آثار ماندگار تاریخ تلویزیون نیستند، اما هرکدام در زمان پخش توانستند کفی از مخاطب جذب کنند و بازپخش آنها از آی فیلم همچنان مخاطبان بیشتری از سریال جدیدش دارد. با این وجود، اما او نتوانسته در «روزی روزگاری آبادی» عملکرد قابل دفاعی داشته باشد و خروجی کارش یک سریال ضعیف از آب درآمده است. سریال از نظر کارگردانی، در سطح یک تلهفیلم کمهزینه باقی مانده، میزانسنها، ریتم کلی، قاببندیها، بازیگردانی و تمام اصولی که یک کارگردان باید در فیلم یا سریالش به کار ببندد، در اینجا نادیده گرفته شده و تقریباً میتوان گفت که هیچ تلاش ویژهای برای خلق فضا، حس یا اتمسفر کمدی در سریال دیده نمیشود. سریال مثلاً قرار است راوی یک مهاجرت معکوس از شهر به روستا باشد، اما کارگردان نه توانسته فضای روستایی را زنده کند و نه موفق شده روابط انسانی را باورپذیر بسازد. نتیجه، مجموعهای از صحنههای بیجان است که فقط پشت سر هم چیده شدهاند تا زمان آنتن پر شود.
در زمینه قصه هم که ضعفهای زیادی مشهود است و در «روزی روزگاری آبادی» (به عنوان یک سریال کمدی) نه با طنز موقعیت طرفیم، نه با کمدی شخصیت یا حتی شوخیهای خوب، در مقابل شوخیهای آبکی و موقعیتهای طنز تصنعی کل سریال را گرفتند و بار کمدی ماجرا را به دوش میکشند. خلق دو جین کاراکتر تیپیکال هم نه تنها باعث بامزه شدن سریال نشده، که بیش از پیش سریال را به سمت لوس شدن سوق داده است. پربیراه نیست اگر بگوییم شخصیتپردازی سریال عملاً فاجعه است. کاراکترها نه گذشته دارند، نه منطق رفتاری، نه تحول، شخصیت منفی داستان از همان قسمت اول سیاه بودنش را جار میزند و مابقی افراد هم تکلیفشان از ابتدا معلوم است. شخصیتها شبیه تیپهای کاریکاتوریاند که فقط برای گفتن چند دیالوگ تکراری وارد قاب میشوند و دوباره محو میشوند. هیچکدام آنقدر جاندار نیستند که مخاطب بخواهد سرنوشتشان را دنبال کند، حتی روابط خانوادگی و جمعی که میتوانست نقطه قوت کار باشد، به سطحیترین شکل ممکن پرداخت شده و فاقد هرگونه عمق عاطفی است، این نقاط ضعف تا جایی ادامه پیدا کرده که این سریال حتی میان مخاطبان پیگیر آثار تلویزیونی هم جایی ندارد و کمتر کسی وقت خود را به تماشای آن میگذارد.
در این سریال که حقیقتاً نمیتوان عنوان کمدی را به آن الصاق کرد، شوخیها برای خنداندن مخاطب تبدیل شده به لودگیهای تکراری، اغراقهای بیجا و دیالوگهایی که حتی یک لبخند ساده را نیز به لبان تماشاگرش نمیآورد. پیش از پخش سریال سازندگان و مدیران سیما عنوان کرده بودند که این سریال قرار است همان مسیری که «نون خ» رفته را طی کند و فضای روستایی را دوباره احیا کند، اما در عمل میبینیم که «روزی روزگاری آبادی» فاصلهای عمیق با سطحیترین آثار کمدی تلویزین دارد و نمیتوان آن را با سریال سعید آقاخانی که یکی از بهترین آثار تلویزیون در سالهای اخیر بوده مقایسه کرد. «روزی روزگاری آبادی» نمونه روشنی است از اینکه چگونه میشود یک ایده ساده را با اجرای ضعیف در کارگردانی و قصهگویی به محصولی تبدیل کرد که نه سرگرمکننده است و نه به وقت مخاطبش احترام میگذارد. پخش چنین سریالی از تلویزیون یک پیام ساده دارد و آن اینکه مدیران صداوسیما سطح انتظار مخاطب از آثارتلویزینی را انقدر پایین فرض کردند که تصور میکنند اثری با این کیفیت و خروجی او را به خود جذب میکند. شاید وقتش رسیده این سوال صادقانه پرسیده شود: اگر اینها خروجی تولید تلویزیون است و جایی مثل سیمافیلم قرار است با این دست فرمان ادامه دهد، چرا هنوز انتظار داریم مخاطب پای تولیدات سیما بماند و دست به دامن شبکه نمایش خانگی، شبکههای ماهوارهای و سریالهای خارجی نشود؟
سریال «روزی روزگاری آبادی» به کارگردانی حسین سهیلیزاده هرشب ساعت ۲۲ از شبکه یک سیما پخش میشود.
منبع: فیلمنیوز